|
چكامه هاي دل من و تو مطمئنم اونای که دوستشون دارم و اونای که من را دوست دارند یک روز همدیگه را پیدا می کنیم. |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
اردیبهشت 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
نسیم ( )
می گویند نسیم بوی یار بهمراه دارد .
منم معتقدم . شما چی ؟
هر روز صبح به انتظار نسیمی پنجره اتاقم را باز می کنم

نوشته شده توسط هوشمند در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
لينك مطلب
می تونی ( )
مي توني نگاهم نكني- اما نمي توني جلوي چشماي منو بگيري-
ميتوني بگي دوست ندارم ولي نمي توني بگي دوسم نداشته باش-
مي توني از پيشم بري ولي نمي توني بگي دنبالم نيا-
پس من نگاهت مي كنم – دوست دارم- و تا ابد دنبالت ميام.
هم قلبم واسه تو - هم کلیدش برای تو
نوشته شده توسط هوشمند در شنبه بیست و هشتم مهر 1386
خدائی نظر بده بعد برو ( )
اس ام اس
يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره
يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره

نوشته شده توسط هوشمند در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386
در بهاري زيبا , در غروبي غمگين , در سكوتي سنگين ( )
سالها پيش از اين در بهاري زيبا در غروبي غمگين در سكوتي سنگين ما به هم بر خورديم
تو براي دل من آن غروب غمگين آن سكوت سنگين
من براي دل تو آن بهار زيبا
تو هزاران فتنه در نگاهت خفته من به دنبال نگاهت به بلا افتاده
روزها از پي هم , تو جدا از غم و فارغ از غم من و غم دست به هم از گذرگاه زمان مي گذريم
تو سراپا شادي غرق در نغمه اين آزادي فارغ از سلسله بند نگاهت بودي
دل بيچاره من , در بهاري زيبا , در غروبي غمگين , در سكوتي سنگين
بي خبر گشت اسير
من در انديشه ان فصل بهار در زمستاني سرد , با دلي رفته ز دست زير لب مي گويم
كاش مي شد به تو گفت : تو تنها نفس شعر من , تو تنها اميد دل نا اميد من
كاش مي شد به تو گفت : تو بمان , دور مشو از بر من , تو بمان تا نميرد دل من
حيف مي دانم من تو همانگونه كه بود آمدنت
در بهاري زيبا , در غروبي غمگين , در سكوتي سنگين
دل مجنون مرا زير پا مي نهي و مي گذري

نوشته شده توسط هوشمند در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
توبه ( )

توبه
توبه کردم که نبوسم لب لعلت جانا
لیک این توبه شکستم سر بزمت جانا
من که قربانی نالان دو چشمت بودم
توبه کردم که نبویم گل عشقت جانا
باز طوفان شد و ویران شدن دل آمد
دل چه طوفان زده با بوسه ی گرمت جانا
من قسم خوردم و جام می ام از دست برفت
مردم از آه دل و قصه ی شرمت جانا
به کدامین می و ساغر دل من خوش باشد
در زمانی که شوم عاشق و مستت جانا
دل چو پروانه شد و گرد وجودت سوزاند
هر چه او داشت به بازیچه ی دستت جانا
نوشته شده توسط هوشمند در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
خدايي زيباست ( )

مي خواهم رو ي تمام سنگها بنويسم دلم برات تنگ شده
و ارزو ميكنم يكي از اون سنگها بسرت بخوره
تا بداني كه تنهايي چقدر درد داره ؟
نوشته شده توسط هوشمند در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
نامه عاشقانه (تبليغاتي) ( )
اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه
سلام
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد
نوشته شده توسط هوشمند در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
رسم عاشقی ( )
خیلی منتظر موندم ؟
مطمئن باش که من بی تو جای نمیرم.
پس بیا تا اسب سواری عاشقانه ای داشته باشیم
به رسم عشقبازی آسمون.
دوست دارم تا انتها زیر بارون بمونی . به رسم عاشقی

نوشته شده توسط هوشمند در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
نمی دانم ( )
نمی دانم ؟ شما اگر میدانی بنویس تا سنگ نشود

نوشته شده توسط هوشمند در چهارشنبه هجدهم مهر 1386
گل ( )
بعضی وقتها نمی خواهیم گل بچینیم ولی چون زیباست این کار و می کنیم
به اعتقاد من گل وقتی زیباست که رو شاخه باشه . ولی یه چیزی دیگه اگر رو شاخه باشه
همیشه پیش ما نیست
نظر شما هم مهمه ؟ در قسمت نظرات مرقوم کنید .

نوشته شده توسط هوشمند در چهارشنبه هجدهم مهر 1386
امام یتیمان ( )
شهادت امیر مومنان حضرت علی (ع ) بر شما تسلیت باد
علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم این مجلم هم یا علی گفت

نوشته شده توسط هوشمند در دوشنبه نهم مهر 1386
شکوفه نگاه ( )
شکوفه هاي نگاه توست که عطر خاطره هاي دور را به يادم مي آرد
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد
واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد
پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند
وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد
شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد
صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند

نوشته شده توسط هوشمند در چهارشنبه چهارم مهر 1386
لطف یکی از خوانندگان ( )
من از تو مي مردم
اما تو زندگاني من بودي
با من مي رفتي
تو در من مي خواندي
وقتي كه من خيابان ها را
بي هيچ مقصدي مي پيمودم
تو با من مي رفتي
تو در من مي خواندي
تو از ميان نارون ها ، گنجشك هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي كردي
وقتي كه شب مكرر مي شد
وقتي كه شب تمام نمي شد
تو از ميان نارون ها ، گنجشك هاي عاشق را
به صبح پنجره دعوت مي كردي
تو با چراغ هايت مي آمدي به كوچه ي ما
تو با چراغهايت مي آمدي
وقتي كه بچه ها مي رفتند
خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند
و من در آينه تنها مي ماندم
تو با چراغهايت مي آمدي ....
تو دستهايت را مي بخشيدي
تو مهرباني ات را مي بخشيدي
(فروغ فرخزاد)
نوشته شده توسط هوشمند در دوشنبه دوم مهر 1386
بیاد فروغ ( )
|
پرواز را به خاطر بسپار |
| دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است |
نوشته شده توسط هوشمند در یکشنبه یکم مهر 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
neginejam.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
